مادر سلام
دوستت دارم به اندازی بی نهایت ![]()
روزت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
مثل یک رعد سفید
از میان صفحه های این سپهر مرده دل
باز هم خواهی رفت
مثل دیگر روزها...
گذر خواهی کرد
گر چه دانم اما...
تا دوباره ایی با سکوت و وحشت
رو به روی خورشید
رو به رو با غربت...
روی یک صخره تاریک ز جنس افسوس
منتظر خواهم ماند
ای که رفتی تنها خانه کردی در خاک
منتظر خاهم ماند...

اي جان و اي جانان من ![]()
اي عشق و اي ايمان من ![]()
اي خسروي خوبان من ![]()
اي مونس شب هاي من ![]()
اي قبلهء آمال من ![]()
اي كعبهء حاجات من ![]()
اي مهر من اي ماه من![]()
اي معبد و مقصود من ![]()
اي يار من ماه من ![]()
اي نرگس بستان من ![]()
ما را پريشان كرده اي ![]()
حيران و ويران كرده اي ![]()
با ديگران بنشسته اي ![]()
تو لامكانم كرده اي ![]()
بي خانمانم كرده اي ![]()
با من چرا بيگانه اي ؟ ![]()
پيمان ز خاطر برده اي ![]()
از هجر تو ناليده ام ![]()
در غصه ها غلطيده ام ![]()
تو شمع و من پروانه ام ![]()
آواره از كاشانه ام ![]()
يك شب بيا در محفلم
حل كن تو صدها مشكلم ![]()
گامي بنه در جان من ![]()
رحمي بكن بر حال من ![]()
مرحم بنه بر درد من ![]()
![]()
![]()
روز عشق![]()
روز زیبایی![]()
روز نور ![]()
روز شادی![]()
هدیه ای برای منو تو از طرف خالق هستی...![]()
عاشقی برای من و دنیا برای تو![]()
هدیه ای به نام عشق برای تو![]()
ورودت به دنیا هدیه ای برای من![]()
می دانم که می دانی این روز برای من زیباست![]()
این روز را جشن می گیرم با شوق فراوان برای تو ای زیباترین زیباها
هدیه ای به نام عشق برای تو![]()
دیدارمان هدیه ای برای من ![]()
خداوندا
می گویمت شکرت که چنین عشقی را وارد چنین دنیای تاریکی کردی که ازنور و عطر ورود او دنیا نور افشان و عطراگین گشت ![]()
گل یاس
ای هستی من عاشقانه می گویم ![]()
![]()
![]()
تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دیشب وقتی که رفتی جشن گرفتم
جشن بارون گرفتم
تو عمرم چنین جشنی نگرفته بودم
این جشن با جشنهای دیگه خیلی فرق داره
می دونی من جشن بارون چشمامو گرفتم
خیلی لذت بخش بود
نبودی ببینی چقدر باشکوه بود
چشمام درد و دلشون رو به در و دیوار میگفتن
و گونه هام رو حسابی خیس کردن
از وقتی که رفتی شبها واسه خودم جشن می گیرم
حالا منتظرم تا دوباره بیای تا من جشن اومدنت رو بر پا کنم
از همون شب شروع کردم به لحظه شماری...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گریه شده کار منو
غصه شده همدم من
قطره اشک تو چشام
شده شریک غم من
خونه بدون تو شده
مثل یه زندون سوت وکور
من موندمو حق حق واسه
خاطره های جور واجور
بیا که با اومدنت
تموم میشه دردای من
بیا که وقتی تو باشی
قشنگ میشه دنیای من
بدون که تو حق حق من
جز غم دوری حرفی نیست
بدون دلیل گریه هام
جز بی تو بودن چیزی نیست
برای من که عاشقم
عشق همیشگی تویی
اون که کنارش دل خوشم
فقط تویی تویی تویی
![]()
![]()
![]()
منتظرتم...
چرا پیشم نمی یاد
چرا از اشک چشمام
دلش به رحم نمی یاد
اخه اون كه پناه منه
اون كه تكيه گاه منه
واسه چشماش ميميرم
اخه اين گناه مگه
يه روز دستم توي دستش بود
يه روز عشقم دوتا چشماش بود
حالا اين منم كه در گيره
يه ديونه به زنجيره

خاکی و صمیمی و گرم
واسه عشق بازی موجها
قامتم یه بستر نرم
تا که یک روز تو رسیدی
توی قلبم پا گذاشتی
قصه های عاشقی رو
تو وجودم جا گذاشتی
زیر رگباره نگاهت
دلم انگار زیر و رو شد
واسه ی داشتن عشقت
همه جونم آرزو شد
تا نفس کشیدی انگار
نفسم برید تو سینه
ابرو بادو دریا گفتن
حس عاشقی همینه
اومدی تو سرنوشتم
بی بهونه پا گذاشتی
اما تا قایقی اومد
از منو دلم گذشتی
رفتی با قایق عشقت
سوی روشنی فردا
منو دل اما نشستیم
چشم به راهت لبه دریا
دیگه تو خاک وجودم
نه گلی هست نه درختی
لحظه های بی تو بودن
میگذره اما به سختی
دل تنها و غریبم
داره این گوشه میمیره
اما حتی وقت مردن
باز سراقتو می گیره
میرسه روزی که دیگه
قعر دریا میشه خونم
اما تو دریای عشقت
باز یه گوشه ای می مونم

اتش کده عشق تو از ان من است
ان روز که لحظه وداع من و توست
ان شوم ترین لحظه پایان من است

ز غم کسی اسیرم که ز غمم خبر ندارد
اجب است محبت من که در او اثر ندارد
غلط است هر که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد
رفتیی و ندیدی که چه مهشر کردم
با اشک تمام کوچه را تر کردم
دیشب که سکوت خانه دل تنگم کرد
وابستگی ام را به تو باور کردم

تقدیم به گل یاسم که ...
هنوزم منتظرتم .
با نگاهت به نگاهم بنگاه

اون که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت و رفت از کنارم
از درد دوریش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم می مونه
ترانهء عشق واسم می خونه
خیال می کردم یه همزبونه
نمی دونستم نامهربوهه
با اینکه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم می سوزم
فکر و خیالش همش باهامه
هر جا که میرم جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم
رو درد دوریش مرحم بذارم
اما نمیشه ، راهی ندارم
نمی تونم من طاقت بیارم
نمی تونم من طاقت بیارم

تا وقتي مريض نشي کسي واست گل نمياره ...
تا فرياد نزني کسي به طرفت برنمي گرده ...
تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه ...
تا خودت رو نشکني کسي کمکت نمي کنه ...
تا عشقت رو ترک نکني قدر تو رو نمي فهمه ...........
این خیلی...
رو بخار پنجره یه حرف تازه بنویس
بنویس فاصله ها یه روز به اخر میرسن
بنویس هیچکس اندازه ما عاشق نیست

بدون تو دنیا مثل من هیچکس عاشق تو نیست
تو رو مثل رقص ستاره ها تو شبای مهتابی
تو رو مثل خواب قناری ها توی ظهر افتابی
تو رو قد همه دنیا دوست دارم دوست دارم

منم ان ماهی افتاده بر خاک
تو را چون اب دریا دوست دارم

تقدیم به گل یاسم

اسمان همچو صفحه ای در دل من است
روشن از جلوه های مهتاب است
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوش تر از خواب است
اری... گاهی اوقات عاشق می شویم
و طوری عشق می ورزیم که گویا معشوق پاره ای از تنمان شده
و هر لحظه او را به خودمان نزدیکتر می بینیم به طوری که همه
اینده خود را در وجود او خلاصه کرده و حتی گاهی اوقات زندگی
بدون او را بدتر از جهنم می بینیم و گاهی اقات دلمان انقدر برایش
تنگ می شود که می خواهیم او را از رویاهایمان بیرون کشیده و در
دنیای واقعی در اغوش گرفته و به اندازه تمام عمر گریه کنیم...


پاییز قلبم ساکت سرد

بی شباهت به ان همه ای
که تا کنون شناخته ام :
بی ریا تر
غم خوار تر
و شریف تر
از دیگران
اشنایی من و تو
زندگیم را
بس دگرگون کرده
بیش از ان که بدانی
در من ریشه ای دوانده ای
دل خوشی زندگی ام
شناختن توست
ان سان که می دانی .
خواه گذشت ایام
دوستی مان را شادمانه سازد
یا نیرنگ زمانه
پیوندمان را بگسلد ...
می خواهم بدانی
دوستت دارم و عزیزت میدارم...
که تو هماره
محبوب منی .
اینو تقدیم میکنم به کسی که مرا در بعضی از مشکلات زندگیم یاری ام کرد ![]()
پس عاشقونه دوستش دارم ![]()
![]()

امیدوارم که حال همگی شما خوب باشه .
والا غرض از مزاحمت بنده اینه که می خواستم به شما دوستان
بگم که مدیریت این وبلاگ از امشب تغییر میکنه!!!
خوب مثل این که خودمو باید معرفی کنم:
من جواد دوست هدا خانومی گل مدیر این وبلاگ که قرار مدیریت
این وبلاگ رو به من واگذار کنه هستم یعنی از امشب به بعد مدیریت
این وبلاگ بر عهده من و لازم به تذکر که خدمت شما دوستان عزیز عرض
کنم امشب شب تولد من یعنی ۲۸ شهریور .
پس
تولد
تولد
تولدم
مبارک
![]()
این گل هم تقدیم به همه شما دوستای گلم



